تبليغاتX
حکم جهاد
مستند سازی برای ۲۰۱۲

 

2012پایان دنیا!!!!

 

قبل از این که پیش گویی های مصور

 

نوسترآداموس کشف شود،درسال ۲۰۰۰ تولید

 

مستند ها و فیلم ها درباره ۲۰۱۲ شروع شد :

 

پایان روزگار the end of dayُs  .the eye

 

روز قیامت ۲۰۱۲ (dooms day 2012)

 

 درسال ۲۰۰۹میلادی که در دهمین ماه آن

 

فیلم ۲۰۱۲به روی پرده می رود ،شاهد مجموعه

 

فعالیت های منسجم تر و گسترده تر پروژه ۲۰۱۲

 

هستیم ،به نحوی که به طور متوسط در هر ماه دو

 

 فیلم یا مستند جدید تولید شده است:

 

 -مستند نوستر آداموس :جنگ جهانی سوم درراه

 

است و یک طرف ماجرا برعهده  ی مسلمانان

 

است . دراین مستند پایان دنیا درسال ۲۰۱۲ م. را

 

 ایرانیان رقم می زنند .

 

۲۰۱۲ شمارش معکوس تا آرماگدون -فیلم آگاهی -

 

 فیلم فرشتگان و شیاطین

 

همین طور که مشاهده می شود ، فیلم ۲۰۱۲ جزو

 

بسیار کوچکی است از پازل پروژه ۲۰۱۲ که با هدف

 

 معتقد ساختن مخاطبان به جادو ،پیش گویی ، رمز

 

 خوانی و بحران های آخرالزمانی به خصوص در

 

 سال ۲۰۱۲.م رقم خورده است .در این فیلم در

 

واقع چکیده ای از همه ی آنچه گفته شده است ،در

 

 قالب یک فیلم جمع و با هزینه بس هنگفت به

 

خورد مخاطب جهانی داده می شود .

کعبه تنها مکانی که در فیلم 2012 نابود نشده!!!!!

                      کعبه تنها مکانی که درفیلم۲۰۱۲نابود نشده!!!

در مجموعه ای آثار چند سناریو به عنوان سر آغاز

 

پایان دوران بیان شده که اجمال عبارتند از:

 

- بحران های طبیعی :مانند سیل و زلزله های

 

ویرانگر

 

-فقر وقحطی جهانی : ناشی از بحران های

 

اقتصادی و تحریم های آمریکایی

 

-حمله ی اتمی ایران به اسرائیل و حمایت اروپا و

 

آمریکا از اسرائیل (هولوکاست هسته ای ایران )

 

-جنگ صلیبی مسلمانان و مسیحیان که مسلمانان

 

آغاز گر آن هستند .

 

- معین بودن زمان برای این واقعه و عدم نقش

 

منتظران در زمان وقوع

+ نوشته شده توسط زهراملکی در شنبه 1390/07/23 و ساعت 11:51 AM |
ضرورت غرب شناسی

 

غرب شناسی

اگر ندانیم چرا غرب،وارد رویکردی شده و چرا نسبت به عالم

گرفتار چنین توهم بزرگی شده-که عالم نسبت ها برایش اصالت

یافته و عالم حقایق از منظرش دور شده - چگونه می توان خود را از

 این توهم نجات داد؟عمده معرفت و توجه به رابطه لاینفک بین

فرهنگ مدرنیته و توهمی است که بنیاد و محرک این تمدن گشت و

به گفته دکتر رضاداوری در کتاب اتوپی و عصر جدید:

 

« بشر در دوره جدید،زمامش به دست «وهم» افتاد.این وهم باید

 بشر را مالک الرقاب عالم سازد و بهشتی را که ادیان وعده داده

اند،در زمین محقق کند.»

 

به واقع این چنین است که بشر جدید به واقعیت و نفس الامر کاری

ندارد،بلکه به زعم خود طرحی را که برای جهان تصور کرده است به

کمک ابزارها واقعیت می بخشد و آنچنان در تحلیل خود،به دنبال

جهانی می گردد که می خواهد بسازد،که گویی جهان ایده آل او در

چند قدمی اش است و بدین طریق به دنبال ناکجا آباد خیال خود

میدود و هرگز تامل نمی کند که به کجا می رود و چرا به مقصد نمی

 رسد.

 

دکتر داوری در همان کتاب می گوید:

« استیلای بشر بر طبیعت یعنی اطلاق صورت وهمی بر عالم و آدم

 آغاز می شود و به استیلای بشر منجر می گردد،اما این مرتبه،نه با

 جنگُ،بلکه با علم جدید...بشر از موجودات،صورت خیالی می سازد

و میان صورت خیالی خود نسبت های کمی و ریاضی برقرار می کند

و با همین نسبت ها در عالم تصرف می کند و جهان بشری را می

سازد و نام آن را ترقی می گذارد و مرادش از ترقی ،ترقی درحیات

وهمی و مادی و کمی است ».

 

ترقی درحیات وهمی با صعود روح و جان به سوی حقایق فرق

اساسی دارد،ولی بشر مدرن ترقی درحیات وهمی و نائل شدن به

 صور خیالی خود را به معنی رسیدن به حقیقت تصور کرده است.

 

ایشان می گوید:

« تمدن غربی تمدن بزرگی است و شاید قرن ها دوام آورد ،اما این

تمدن دیگر آینده ندارد » علت بی آیندگی تمدن غربی آن است که

عقل و قلب را که دو ساحت اساسی انسان است ،مورد غفلت قرار

 داده است و به شور نمی کشاند،درحالی که بشر نمی تواند فقط 

 با وهم خود تا آخر خود را قانع سازد.

 

برای بررسی توهمی بودن فرهنگ مدرنیته می توانید به کتاب «

معرفت و معنویت » از دکتر سید حسن نصر رجوع فرمائید.

 

تاکید اندیشمندان بزرگ و آموزش های دینی،آن است که زمین

همچون موجود زنده ای است که خودش شرایط عناصر گوناگون و

مرتبط  با حیات،هوا،و...را مهار می کند ،به شرطی که ما با تغییرا ت

 افراطی ،حیات طبیعت را از بین نبریم و مثل کودک زنده ای که

بخواهیم اعضایش را قطع کنیم و به میل خود در جای دیگری که می

 خواهیم پیوند بزنیم ،با ان رفتار نکنیم ،که در آن صورت آن کودک را

دست داده ایم. 

+ نوشته شده توسط زهراملکی در چهارشنبه 1390/07/13 و ساعت 9:43 AM |
غرب از کجا شروع شد؟

آیاواقعافرهنگ غرب،پدیده خاصی است که لوازم مخصوص به خود را نیزبه همراه داردودرآن فرهنگ،انسانی متولد شده است که خود رابی نیازاز عالم قدس می شناسد؟ویا این فرهنگ یک امرطبیعی است وهمیشه همین طوربوده است،وحالاهم مثل همیشه انسان های بد اخلاقی هستند که کارهای غلط انجام میدهند واین بد اخلاقی واشتباه کاری لازمه ی فرهنگ غرب نیست؟حرف بعضی ها این است که همیشه دروغ وچنگ ودندان بوده است وحالاهم هست،ولی حرف ما این است که غرب یک پدیده جدید است که به این شکل درطول تاریخ سابقه نداشته است،چون درهیچ عصری بشربدینسان خود رابی نیاز ازآسمان معنویت وخالق ارزش ها ومستغنی ازلطف خدا نپنداشته است .پس سوال این است که آیا میتوان فهمیدماجرای غرب ازکجا شروع شد وآیاما بایددر ماجرای غربی شدن عالم ،خود راودین راملامت کنیم که چرا کاملا وارد گردونه غربی شدن دنیا نشدیم؟یانه،ماجرای عکس این است وباید بپرسیم چه رمزو رازهای معنوی وانسانی درشرق ودراسلام بود که جوامع اصیل اسلامی به سرعت وارد این گردونه نشدند.

چراکشور هایی مثل هنگ کنگ وژاپن وسنگاپور وکره جنوبی به این سرعت دراردوگاه غربی شدند وارد شدند،ولی بعضی ازکشورهای اسلامی وبه خصوص ایران شتاب لازم را جهت غربی شدن به خود نگرفتند؟آیاماخودرا ملامت کنیم که چرا مثل ژاپن ،غربی نشدیم ؟یا باید بحث این باشد که اصلا نباید غربی می شدیم وهمین اندازه هم که سرمایه های فرهنگی و بومی خود را رها کردیم وبه غرب نزدیک شدیم ،ضررکردیم؟ماجرای مدرنیته شدن غرب وبقیه ی جهان چه بوده است؟ریشه فرهنگی این نکته که بعضی ازکشورها درغربی شدن سرعت گرفتند وبعضی دراین مسیر سرعت نگرفتند،این است گمشده همه ملت ها ،گمشده غرب نبود ولذا هرکدام دررابطه با غرب،تحرک مخصوص به خود را داشتند ،بعضی به سرعت جذب شدند وبعضی احتیاط کردند . هرچه ازعمر این تمدن می گذرد ،نسبت آن با حقیقت کم تر می شود ودرواقع چشم حقیقت بین آن به چشم ظاهری ودید مادی تقلیل می یابد ودر این راستا بشر دل داده به این تمدن نمی تواند ساحات معنوی خود را جواب دهد ولذا احساس بی وطنی میکند ،زیرا که وطن حقیقی انسان ،عالم معنویت ومراتب قدسی آن است وبرای رسیدن به آن باید سیروسلوک عملی را پیشه کرد وخود رادریک مسیر شهودی نسبت به عالم معنوی قرار داد ،درحالی که حاکمیت فرهنگ مدرنیته این مکان را از بشرگرفته است ونیست انگاری یا نیهیلیسم را جایگزین آن کرده واین است قصه بی وطنی بشر امروز وشروع غرب.

غرب شناسی

 

باید متوجه شد دین در فرهنگ مدرنیته ودر قلمرو عهد جدید انسان با عالم،اگرپذیرفتنی هم باشد فقط در حد افسانه هایی بی شمار می آید شبیه ماده مخدر،تا پوچی جانکاه دنیای مدرن را برای بشر قابل تحمل کند واین نوع نگاه به دین درست مقابل آن چیزی است که انبیا(علیهم السلام)برای بشر آوردند تا بشررا به عوالم قدس متصل گردانند وآن هایی که صاحب فتوحات قدسی می شوند بهتر متوجه هستند که نیست انگاری جانکاه غربی یعنی چه وچگونه بشررااز گستره ی زندگی حقیقی محروم کرده است وبه همین دلیل تاکید می کنیم ،درک نیست انگاری جانکاه مدرنیته ،دردو رنجی عالمانه نیاز دارد وباید با دقت وحوصله ،ریشه های آن را ارزیابی نمود.    

+ نوشته شده توسط زهراملکی در یکشنبه 1390/07/10 و ساعت 2:37 PM |
          اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود

       iiiiiisrael must be wiped out the world    iiiiii

+ نوشته شده توسط زهراملکی در یکشنبه 1390/07/10 و ساعت 1:22 PM |
+ نوشته شده توسط زهراملکی در یکشنبه 1390/07/10 و ساعت 1:14 PM |


Powered By
BLOGFA.COM